دلنوشته‌ای برای رییس جمهور که ارسال نشد!

تاریخ انتشار: سه شنبه ۱۴ دی ۱۴۰۰ | ۰۹:۰۶ ق٫ظ
دلنوشته‌ای برای رییس جمهور که ارسال نشد! سرش را به زیر انداخت و گوشه روسری اش را به صورت کشد تا زیر نم نم باران، باران گریه‌هایش را مخفی کند.در نامه‌اش از مشکلات خود خطاب به رییس جمهور گفت. پس از اینکه کمی آرام شد نامه را پس گرفت و گفت: آقای رییسی سرش شلوغه، نمی‌خوام با مشکلاتم آزرده خاطر بشه، فقط سلام ما را به او برسانید”.

تا الان آنجا نرفته‌ام و دلیل رفتنم به آنجا، سفر معاون اجرایی رییس جمهور است. شش و نیم صبح قرار حرکت ما به سمت مناطق زلزله‌زده اندیکا است وقتی دلیل این ساعت را از مسوول هماهنگی برنامه می‌پرسم، می‌گوید: مسیر طولانی و سخت گذر است؛ زود باید حرکت کنیم تا برای برگشتن به شب نخوریم. ولی وقتی پس از چهار ساعت رانندگی و گذر از مسیر کوهستانی و پرپیچ و خم به آنجا رسیدیم فهمیدم که اشتباه می‌کرد: “آنجا خیلی نزدیک بود”.

ترکیب شیب‌های تند، پیچ‌های خطرناک و باران و مه، روی هر پیچی نیم خیزمان می‌کرد، تا همان جاده آسفالت کوهستانی دسترسی به اندیکا و بخشداری چلو را هم با سلام و صلوات برویم. سه ساعتی با خودروی ون همراه با سایر عکاسان و خبرنگاران در جاده‌ پر پیچ و خم و کوهستانی اندیکا طی مسیر کردیم؛ ۴۰ کیلومتری بخشداری چلو و پیش از تونل دلا در منطقه شیمبار، از خودروی ون پیاده، و سرنشینان در ۲ خودروی شاسی بلند که پیش از این منتظر ما بودند سوار شدند.

با عبور از تونل دلا، زیبایی‌های چشم نواز کوه‌های برفی و مه گرفته و تالاب زیبای شیمبار زیر باران نم نم زمستانی رخ نمایی می‌کند. می‌گویند زمستان در اندیکا به دلیل کوهستانی بودن زودتر از هرجای دیگر استان آغاز و به دلیل برف‌گیر بودن، سخت تر از نقاط دیگر است.

دلنوشته‌ای برای رییس جمهور که ارسال نشد!

 

به غیر از جاده باریک اصلی، تمام راه های فرعی به روستاهای سخت گذر اندیکا فاقد آسفالت هستند. یک کیلومتر مانده به بخشداری چلو از راه فرعی، سفر پر پیچ و خم ما به سمت روستاهای زلزله زده تازه آغاز می‌شود. منطقه پوشیده از درختان بلوطی است که زمستان بی بار و برگشان کرده است.

راه سنگلاخی که بخش‌هایی از آن به دلیل بارش باران گل‌آلود شده بود، حرکت خودروهای شاسی بلند را نیز با مشکل روبه‌ور می‌کند چه برسد به خودروهای معمولی. در قسمت‌های مختلف مسیر، ماشین آلات راه سازی که مشغول تسطیح و زیرسازی جاده بودند عبور می‌کردیم و جاده ما را مثل دوغ درون مشک عشایر می‌کوبید.

پس از ۴۵ دقیقه‌ گذر از جاده‌های سنگلاخی با شیب و سربالایی تند، و جان سالم به در بردن از دره‌های عمیق، به اولین و البته پر جمعیت ترین روستای زلزله زده می‌رسیم “سرشط”. روستایی در دامنه یک تپه مرتفع که غیر از مدرسه کوچک آن، تمام خانه ها از روی هم قرار دادن قطعات سنگ کوه بنا شده‌اند.

باران تازه متوقف شده است و زمین خاکی روستا، گل آلود. برای هر قدم باید زیرپایت را نگاه می‌کردی و به دلیل مرتفع بودن، زندگی در آنجا مثل این است که هر روز در حال کوهنوردی باشی.

“هیچ چیزی نداشتیم جز یک سقف بالا سر که در زمستان و باران و برف سرپناه ما بود، زلزله همان سقف بالای سرمان هم از ما گرفت” اینها صحبت عصمت مادر ۲ فرزند کوچک این روستاست. خدا به او و بچه‌هایش رحم کرده که در زلزله آسیب جانی ندیده‌اند ولی می‌گوید:” زلزله ما را نکشت ولی سرمای هوا ممکن است!”.

 

دلنوشته‌ای برای رییس جمهور که ارسال نشد!

معاون رییس جمهور که رییس بنیاد مسکن انقلاب کشور و استاندار خوزستان را نیز به همراه دارد در نخستین بازدید، خود را به مدرسه می رساند. مدرسه دوازده سیزده نفری دانش‌آموز دختر و پسر دارد که در مقاطع مختلف مشغول تحصیل هستند. زهرا کلاس سوم است و آرزو دارد پزشک شود تا بتواند مادر بیمارش را معالجه کند. می‌گوید: همه چیزم مادرم است … تنها دعایی که می‌کنم دعا برای شفای مادرم است”.

نو بودن کیف و کتاب و دفتر و گرم کن‌هایی که به تن دارند نشان می‌دهد که اهدایی هستند. زلزله اگر چه خسارت‌هایی به همراه داشته ولی خاک غربت را از چهره کودکان و مردم این منطقه کنار زده و محرومیت و فقر آنها را به نمایش گذاشته است. انگار که این منطقه تازه کشف شده است.

حضور ۱۰ خودروی شاسی بلند در جاده روستا کافی است تا خبر آمدنمان به سرعت در منطقه بپیچد. جمعیت کم کم دور ما جمع می‌شوند. سیدصولت مرتضوی معاون اجرایی رییس جمهور که از طرف رییس دولت سیزدهم برای بررسی روند بازسازی منطقه در محل حاضر است از اهالی وضعیت خدمات رسانی را جویا می شود. همه چیز آماده است جز یک مشکل، اختلاف ملکی اهالی روستا!

دلنوشته‌ای برای رییس جمهور که ارسال نشد!

حاج حسین که ۶۰ سالی سن دارد خطاب به معاون رییس جمهور می‌گوید: «آقای رییسی واقعا برای ما سنگ تمام گذاشته است؛ واقعا همه کمک کردند، استاندار و رییس بنیاد مسکن هر کدام چند بار به محل سفر کردند و پیگیر بازسازی روستا شدند ولی اهالی روستای سرشط به دلیل اینکه از تیره‌های مختلف هستند، اختلاف دارند و از شما می‌خواهیم بزرگواری کنید و با پا درمیانی این مشکل را حل کنید”.

ماجرا از این قرار است که در این روستا، سه طایفه بختیاری زندگی می‌کنند که همه آنها با هم قوم و خویش نیز هستند، اما اختلاف میان آنها مانع از اجرای بازسازی و آغاز ساخت املاک تخریب شده زلزله شده است. موضوعی که موجب تعجب فرستاده رییس جمهور شد. با زبان لری خطاب به جمعیت می‌گوید: «آقایان! الان من به تهران برگردم چه جوابی به رییس جمهور بدهم، بگویم همه چیز آماده است، تجهیزات، اعتبارات و حتی لوازم خانگی برای اهدا به مردم آماده است ولی اختلاف‌ها مانع از انجام کار شده است؟!» می‌خواهد خودش ریش سفیدی کند و موضوع را شخصا حل کند، از هر سه طایفه ۲ نفر را فرا می‌خواند تا این اختلاف را فی المجلس برطرف کند ولی به دلیل اینکه بزرگان یکی از این طایفه ها در روستا حضور نداشتند، این کار انجام نمی‌شود. معاون رییس جمهور، فرماندار اندیکا را ملزم می‌کند با مشارکت امام جمعه و ریش سفیدان محل، این موضوع را در روزهای آینده حل و اگر موضوع در خوزستان حل نشد، این موضوع در تهران پیگیری شود.

دلنوشته‌ای برای رییس جمهور که ارسال نشد!

کم کم موقع اذان ظهر می‌شود و در بیرون یکی از چادرها که زمین مستطحی دارد، تکه زیلوهایی برای اقامه نماز پهن می‌کنند.

استاندار خوزستان هم پس از اقامه نماز در جمع مردم می‌گوید: ” رییس جمهور در بازدید سرزده ۲ ماه پیش از این مناطق علاوه بر دستور بازسازی سریع نسبت به محرومیت زدایی این مناطق هم تاکید کرد که هر ۲ موضوع با جدیت پیگیری می‌شود، برق رسانی به ۱۰ روستای منطقه که مردم، چند دهه چشم انتظار آن را می‌کشیدند با تاکید رییس جمهور تکمیل شده است و ۴۰۰ خانه در دست ساخت برای خانواده‌های زلزله زده به مرحله اسکلت رسیده است”. از اختلاف اهالی که مانعی برای حل مشکلات شده، گلایه می‌کند و خواستار مشارکت مردم در سرعت بخشی به ساخت خانه‌ها می‌شود.

در به در دنبال کاغذ است و تعطیلی مدرسه و همراهی دانش‌آموزان با جمعیت، تهیه برگه از دفتر مشق کودکان برای نوشتن نامه خطاب به رییس جمهور و معاون اجرایی را فراهم می کند. لبخند ملیحی بر چهره آفتاب سوخته شادقلی ۸۰ ساله که کاغذی برای نوشتن نامه پیدا کرده، نقش می‌بندد. به سمتم می‌آید و از من برای نوشتن نامه کمک می‌خواهد. درخواستش کوتاه است:” بیمارم  و نیاز به عمل دارم ولی از پس هزینه‌های آن بر نمی‌آیم”. شماره تلفنش را هم می‌گوید تا زیر نامه برایش بنویسم.

 

دلنوشته‌ای برای رییس جمهور که ارسال نشد!

نامه که تمام می‌شود، دور تا دورم را تعدادی از اهالی روستا با کاغذهایی در دست، می‌گیرند و هر کدام درخواست نوشتن نامه را دارد. “زن سرپرست خانواده هستم و پنج فرزند قد و نیم قد دارم؛ زیر چادر در سرما زندگی می‌کنیم و امید به تحقق وعده رییس جمهور” و ” زلزله محل نگهداری دام‌هایم را تخریب کرده است، هزینه‌ای برای تعمیر آن ندارم”، اینها بخشی از خواسته‌های مردم بود.

کم کم نم نم باران از سر گرفته می‌شود، حدود ۳۰ نامه با کمک یکی از جوانان با سواد روستا می‌نویسیم و به یکی از دستیاران معاون رییس جمهور تحویل می‌دهیم.

تکه کاغدی در دست دارد و مردد است که جلو بیاید، همه که از اطرافم دور می‌شوند، دل به دریا می‌زند و نزدیک می‌شود؛ ۵۰ سالی سن دارد و کنارم بر روی تخت سنگی که نشسته‌ام می‌نشیند، و می‌گوید: ” برا منم نامه می نویسی؟!”… کاغذ را می‌گیرم و می‌گویم: “خاله درخواستت را بگو تا برایت بنویسم”… از مشکلات خودش گفت، از سختی زندگی در چادر و بزرگ کردن کودکان یتیمش، از سوز سرما تا مشکل آب… حرفش که تمام شد، می‌گوید:” میشه نامه را بخونی ببینم چی نوشتی…”. نامه‌اش را که خواندم، سرش را به زیر انداخت و چادرِ سیاهِ رنگ و رو رفته‌اش را به صورت می‌کشد تا زیر نم نم باران، باران، گریه‌هایش را مخفی کند. از مشکلات خود و اهالی روستایش خطاب به رییس جمهور می‌گفت. پس از اینکه کمی آرام شد انگار از نوشتن نامه پشیمان شد و آن را پس گرفت و گفت: آقای رییسی سرش خیلی شلوغه، نمی‌خوام با گفتن مشکلاتم آزرده خاطرش کنم، فقط به آقای رییسی سلام ما را برسانید”.

 

دلنوشته‌ای برای رییس جمهور که ارسال نشد!

۲ ساعتی در منطقه از روستاهای مختلف و سازه‌هایی که به مرحله اسکلت بندی رسیده‌اند نیز بازدید می‌کنیم. وقت بازگشت است؛ تا رسیدن به اهواز چهار ساعتی در پیش داریم و با دیدن محرومیت و فقر منطقه به این فکر فرو می‌روم که “آنها نه تنها از ما دور نیستند بلکه خیلی نزدیک هستند اما آنچه که میان ما فاصله انداخته است، دوری ما از آنهاست”.

سفر ۱۴ ساعته ما به مناطق زلزله زده اندیکا با تاکید بر سرعت بخشی به بازسازی مناطق زلزله زده توسط معاون رییس جمهور و خبرهای خوش رییس بنیاد مسکن انقلاب در نشست قرارگاه بازسازی اندیکا در پاویون فرودگاه اهواز به پایان خود نزدیک شد. اکبر نیکزاد رییس بنیاد مسکن انقلاب اسلامی کشور می‌گوید:” ۲ هزار و ۵۰۰ واحد مسکونی در مناطق زلزله زده اندیکا در دستور بازسازی قرار گرفته است که ۵۰۰ واحد آن تا پایان امسال به مردم تحویل داده می‌شود. بر اساس ارزیابی انجام شده یک هزار واحد مسکونی نیاز به تخریب و نوسازی و یک هزار و ۵۰۰ واحد نیز نیاز به تعمیر داشت که در مراحل اجرایی مشخص شد تمام خانه‌های تعمیری نیاز به تخریب و بازسازی دارند به همین دلیل نوسازی تمام ۲ هزار و ۵۰۰ واحد از منازل زلزله زده اندیکا در دستور کار این بنیاد قرار گرفت”. “تاکنون ۴۰۰ اسکلت ساختمانی منازل در دست احداث، اجرا شده و این آمار تا ۲ ماه آینده به یک هزار واحد افزایش می‌یابد. اصلاح، تعریض، زیرسازی و ایمن سازی راه های ارتباطی روستاهای این مناطق به ویژه جاده سرشط – اندیکا در حال انجام است و مصمم هستیم تا تمام مصوبه های سفر رییس جمهور در بازسازی و رفع محرومیت اجرایی شوند”.

دلنوشته‌ای برای رییس جمهور که ارسال نشد!

معاون اجرایی رییس جمهور در سفری ۲ روزه از روز شنبه ۱۱ دی وارد خوزستان شد و در دومین روز سفر خود به این استان علاوه بر بازدید از مناطق زلزله زده اندیکا، در جلسه قرارگاه بازسازی این شهرستان شرکت کرد.

از ۱۲ تا ۱۷ مهر گذشته، پنج زلزله بزرگ، که بزرگترین آن ۵.۷ درجه در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) در مرز استان‌های خوزستان و چهارمحال و بختیاری حوالی چلگرد رخ داد اندیکا را لرزاند. به گفته استاندار خوزستان این زمین لرزه‌ها بیش از پنج هزار میلیارد ریال به اندیکا خسارت وارد کرد. ۱۳۰ روستای شهرستان اندیکا بر اثر این زمین لرزه‌ها دچار خسارت شدند. شهرستان اندیکا در شمال شرق خوزستان دارای حدود ۸۰ هزار نفر جمعیت است.

رییس دولت سیزدهم هفتم آبان ماه امسال نیز به همراه معاون اول خود به صورت سرزده برای بررسی وضعیت زلزله زدگان شهرستان اندیکا وارد خوزستان شد و از نزدیک با حضور در مناطق زلزله زده دستورات لازم برای حل مشکل این مناطق را صادر کرد.

 

منبع ایرنا


آخرين اخبار
پر بحث ترين
لوازم خانگی
شهرزیبارا شهروند زیبا می سازد
نمایشگاه
تابناک وب
ثبت نام تحصیلی
تابناك وب
محل كد آمار